درمان آندروژن دوقطبی به همراه نیوولوماب برای بیماران مبتلا به سرطان پروستات متاستاتیک مقاوم به اخته
در بیوپسیهای تومور متاستاتیک ، آندروژن درمانی دوقطبی تغییرات بیان ژن پیشالتهابی را ایجاد کرد که محدود به بیمارانی بود که به پاسخ بالینی دست مییابند. این دادهها نشان میدهند که آندروژن درمانی دوقطبی ممکن است پاسخهای ایمنی ضد توموری را افزایش دهد که با مسدود کردن ایست بازرسی ایمنی بیشتر تقویت میشوند.
تشخیص سریع سرطان با استفاده از بیوسنسور جدید
این فناوری به عنوان یک روش تشخیص امیدوار کننده در کنار روشهای تشخیصی دیگر به کار گرفته شود، هر چند در حال حاضر تیم تحقیقاتی به منظور تشخیص سرطان پروستات، سرطان پانکراس، سرطان روده بزرگ و سرطان ریه با آنالیز ادرار در حال تکمیل تحقیقاتشان هستند.
استفاده از نانو وزیکولهای سلولهای سرطانی به عنوان واکسن ضد سرطان
ارائه رویکرد جدید امیدوارکننده برای توسعه واکسنهای_سرطان_اتولوگ ارائه میکند که نسبت به روشهای معمولی مؤثرتر و آسانتر است.
افزایش مهار مکانیسم های بقای AKT در سرطان پروستات
برای بررسی فعالیت ضد توموری ترکیب مهار AKT و دوستاکسل در تومورهای پروستات پروتئین PTEN null و WT
ایمونوتراپی ترکیبی و تقلیدی Smac برای درمان سرطان سلولهای یوروتلیال
کاهش سلول های T تنظیمی درون توموری وابسته به گیرنده Fc را به عنوان مکانیزم مورد نیاز برای افزایش احتمال بقا با ترکیب SM و anti-CTLA-4 تأیید شد.
حذف مکرر CHD1 در مردان آفریقایی-آمریکایی مبتلا به سرطان پروستات با پیشرفت سریع بیماری مرتبط است
تکنولوژی ریزآرایه زمینه تجزیه و تحلیل بیان ژن با توان عملیاتی بالا را امکان پذیر می کند به نحوی که استفاده از داده های ریز آرایه سبب فهم بهتر مکانیسم های مولکولی و معماری ژنتیکی در دهه گذشته شده است. هدف این مطالعه تجزیه و تحلیل مقایسه ایی داده های ریزآرایه دو لاین سلولی سرطان پروستات LNCap و PC-۳ برای شناسایی نشانگرهای زیستی بالقوه سرطان پروستات به شیوه ای سیستماتیک و قدرتمند می باشد. مجموعه داده ریزآرایه GSE۱۳۱۳۱ مشتمل بر ۲ رده سلولی LNCaP و PC-۳ از پایگاه داده بیان ژن GEO انتخاب و با استفاده از ابزار آنلاین GEO۲R آنالیز شدند. تجزیه و تحلیل هستی شناسی ژن (GO) و غنی سازی ژن ها در مسیر KEGG با استفاده از پایگاه داده حاشیه نویسی، تجسم و کشف یکپارچه (DAVID) انجام شد و با استفاده از پلاگین Cytohubba ژن های اصلی دارای تعاملات زیاد (هاب ژن های اصلی) شناسایی شدند و در نهایت ماژول های اصلی اثر گذار مشخص شدند.
مطالعه single cell RNAseq ناهمگونی سلول های سرطان پروستات و ریزمحیط تومور را ردیابی می کند.
امروزه با گسترش تکنولوژیهای نوین گامی بلند در جهت تشخیص، درمان و پیشگیری سرطان برداشته شده است. در گذشته هر چند تکنیکهای مختلف پاتولوژی و برخی روشهای مولکولی در تشخیص بیماری سرطان و تعیین پیشآگهی آن کمک کننده بودند، لیکن این روشها از جهات مختلف دارای نقایصی هستند. فناوری امیکس به بررسی همزمان تعداد زیادی از یک جز سلولی (مانند ژن، پروتئین، رونوشت و متابولیت) میپردازد. آنالیز همزمان سبب میشود تا تصویر کلیتر و واقعیتری از روند حوادث سلولی بویژه در سلولهای سرطانی بدست آید. امروزه این تکنولوژی در انسان بصورت گستردهای جهت تشخیص و درمان سرطان و همچنین تعیین پیشآگهی و تخمین میزان بقای بیماران مبتلا مورد استفاده قرار میگیرد. همزمان و همگام با مطالعات انجام گرفته در انسان، مطالعات مشابهی در مقیاس کمتر در سگ انجام شده است. نظر به اهمیت معرفی روشهای نوین در حوزه سرطانشناسی، در مقاله حاضر به معرفی مهمترین روشهای امیکس یعنی ژنومیکس، ترانسکریپتومیکس و پروتئومیکس پرداخته شده است. همچنین در ادامه به کاربرد هر کدام از این روشها در سرطانهای سگ در قالب مطالعات انجام گرفته اشاره شده است.
ژن PDIA2 با پیش آگهی سرطان پروستات مرتبط است و کاهش PDIA2 پیشرفت سلول های سرطانی پروستات را به تاخیر می اندازد
تاخوردگی صحیح پروتیینها یکی از مهمترین عوامل و مشکلات در مسیر ساخت پروتیینهای نوترکیب است. وجود پیوندهای دی سولفیدی یکی از مهمترین عواملی است که منجر به تاخوردگی نامناسب پروتیینها میگردد در حالیکه تشکیل پیوندهای دی سولفیدی صحیح برای فعالیت بیولوژیک بسیاری از پروتیینها ضروری است. پروتیین دی سولفید ایزومراز اولین و مهمترین کاتالیست تاخوردگی پروتیینها است که کاهش، اکسایش و ایزومریزاسیون پیوندهای دی سولفیدی را کاتالیز میکند. تاکنون گزارشی مبنی بر وجود پروتیین دی سولفید ایزومراز با ویژگی پایداری در محدوده ی وسیعی از pH و دما ارایه نشده است در نتیجه این آنزیم میتواند کاربردهای بالقوه فراوانی در صنایع مربوطه داشته باشد.
مقایسه اثربخشی بالینی سویه های مختلف BCG در بیماران با T1 درجه بالا سرطان مثانه
بیلیهٔ کالمِت و گِرَن (به فرانسوی: Bilié de Calmette et Guérin) یا بهاختصار، ب.ث.ژ.، تنها واکسن برضد بیماری سل است که از بیلیهٔ ضعیفشدهٔ بیماری سل گاوی بهدست میآید. نام واکسن برگرفته از نام دو کاشف واکسن، آلبرت کالمت، پزشک و کامی گرن، دامپزشک فرانسوی است. پروژه ساخت واکسن توسط این دو دانشمند از سال ۱۹۰۵ شروع شد و سرانجام پس از ۱۶ سال و انجام ۲۳۰ پاساژ به دوز ایمنی دهنده انسانی دست پیدا کردند. بیلیههای تزریق شونده در زیر پوست انسان٬ به اندازهٔ کافی شبیه به اجداد وحشی خود بوده و پیآمد آن قادر به ایجاد مقداری ایمنی در برابر بیماری سل انسان هستند. واکسن ب.ث.ژ میتواند از هیچ تا ۸۰٪ در پیشگیری سل و برای یک دورهٔ پانزدهساله مؤثر باشد. بااینحال، قدرت اثر و محافظتی این واکسن، به نظر میرسد با توجه به جغرافیای انسانی و نیز آزمایشگاهی که در آن واکسن ساخته شده است٬ متفاوت باشد.[۱] در کشورهایی که بیماری سل شایع است یک دوز در نوزادان سالم توصیه میشود که بهتر است تا حد ممکن زمان تجویز آن به زمان تولد نزدیک باشد. نوزادان مبتلا به اچ آی وی/ایدز نباید واکسینه شوند.